معاملات میان مدت


کبنا ؛ بورس تهران در اولین روز کاری پائیز 1401 قرمزپوش شد و شاخص‌های بازار سقوط کردند. بازار سهام در شرایطی به استقبال پاییز۱۴۰۱ می‌رود که به نظر می‌آید احتمال بازگشت رونق به صحنه معاملات بورس در وضعیت کنونی بیش از انتظارات قبلی، کاهش یافته است. در این میان نیمه دوم سال جاری در حالی آغاز شده است که بخش مهمی از فعالان بازار سهام تحت تاثیر طولانی شدن مذاکرات برجامی و افزایش مداوم نرخ‌های بهره از سوی بانک‌‎های مرکزی اقتصادهای قدرتمند، نسبت به مسیر آتی این بازار بی‌اعتماد شده‌اند. بدبینی و تشدید آن با تداوم بلاتکلیفی‌های سیاسی و افزایش احتمال کاهش تقاضای کل در اقتصاد جهانی سبب شده است بازاری که نماگر اصلی آن در دو ماه ابتدایی سال ۴/ ۱۷درصد بازدهی کسب کرده بود، حالا بازدهی منفی را به فصل برگ‌ریزان ببرد. از این رو کارشناسان بازار سهام نیز نظر چندان مثبتی نسبت به آینده ندارند.
به گزارش کبنا، اینگونه که روزنامه دنیای اقتصاد نظرسنجی انجام داده، از میان ۱۶کارشناس تنها یک نفر به عملکرد نیمسال دوم بورس خوش‌بین است.
بازار سهام در آخرین هفته تابستان نیز فضای سردی داشت. طی این هفته ۴/ ۲درصد دیگر از ارتفاع شاخص‌کل کاسته شد. به این ترتیب، بازدهی متوسط سرمایه‌گذاری در بورس تهران برای نخستین‌بار از ابتدای سال ‌وارد محدوده منفی شد. ارزش معاملات روزانه نیز با غلتیدن به سطح کمتر از سه‌هزار‌میلیارد ‌تومان، نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از علاقه‌مندی متقاضیان به خرید سهام ندارد.
در حوزه عوامل موثر بر وضعیت کلان بازار نیز نوعی بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تحرکی مشاهده می‌شود. در حیطه نرخ‌های جهانی، پس از افت‌های سنگین ‌ماه‌های اخیر شرایط موقتا به ثبات رسیده است. در مذاکرات مربوط به رفع تحریم‌ها نیز به‌جز برخی شایعات پراکنده درخصوص دیدار‌های نیویورک، پیشرفت خاصی مشاهده نشده و به‌نظر می‌رسد کماکان تحولات جدی در این بخش به بعد از بر‌گزاری انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا موکول شده باشد. در بخش سیاست‌های پولی داخلی نیز به‌رغم تداوم رشد نقدینگی در سطوح بالای تاریخی، نرخ‌های سود موسوم به بدون‌ریسک ثابت بوده و دسترسی به نرخ سود سالانه موثر ۲۲ تا ۲۳‌درصدی برای سرمایه‌گذاران در قالب سپرده‌ها و صندوق‌های با درآمد ثابت میسر است. نرخ دلار در سامانه نیما هم به‌رغم عبور از مرز ۲۷‌هزار‌ تومانی، با شتاب حلزونی به سمت نرخ توافقی در حال حرکت است. به این ترتیب، تلفیق رکود سنگین حاکم بر فضای معاملات بورس باثبات نسبی عوامل بنیادی، خروج از وضعیت فعلی در کوتاه‌مدت را با دشواری مواجه کرده است.
معادله رکود بورس چگونه پایان می‌یابد؟
همان‌طور که پیشتر ذکر شد، در موقعیت فعلی به‌نظر می‌رسد عوامل محرک رونق بازار سهام دچار نوعی رکود و کم‌واکنشی هستند. در این شرایط به‌رغم مناسب‌بودن سطوح ارزش‌گذاری اکثر سهام، سوال اکثر سهامداران این است که چه عاملی در و چه زمانی می‌تواند معادله رکود کنونی را بر‌هم بزند؟ در این‌خصوص نگاهی به الگوهای تاریخی دوره‌های مشابه می‌تواند راهگشا باشد. واقعیت این است که به‌طور سنتی، رونق‌های بورس تهران انفجاری و دارای عمر کوتاه و رکودها به‌صورت فرسایشی و طولانی‌مدت محقق شده‌اند. در فاز نخست دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رکود هم معمولا چند نمونه رونق‌های موقت (موسوم بهBear Market Rally) به‌صورت ادواری مشاهده می‌شود که هیچ‌گاه قدرت تبدیل به رونق پایدار را ندارد، با این حال هرچه به پایان سیکل رکود نزدیک می‌شویم، امید فعالان بازارها بیشتر تضعیف شده و حتی همان بارقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رونق موقت نیز از میان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. آخرین نمونه این وضعیت در پاییز سال‌۹۴ قابل‌مشاهده بود که با تداوم رکود فرسایشی بعد از دوسال، بازار هیچ‌گونه واکنش مثبتی به وقایع پیرامونی از جمله کاهش نرخ سود بانکی نشان نمی‌دهد، بنابراین آنچه به‌عنوان ویژگی آخرین فاز رکود در بورس تهران قابل‌اشاره است؛ عبارت از کم‌واکنشی سرمایه‌گذاران به متغیرهای محیطی توام با تداوم افت قیمت‌ها به‌رغم ارزندگی سهام است. در همین راستا، در ‌ماه‌های پایانی رکود، در حالی‌که طاقت سهامداران صبور هم طاق شده و یک نوع ناامیدی مطلق بر فضا حاکم شده، افت قیمت‌ها ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد، اما آنچه در نهایت می‌تواند به معادله رکود خاتمه دهد چیست؟ پاسخ در «گذشت زمان» خلاصه می‌شود. به‌عبارت دیگر، به دلیل تداوم خلق نقدینگی با شتاب بیش از ۳۰‌درصد در سال ‌و نیز رشد مستمر ارزش تولید ناخالص داخلی در ایران به دلیل تورم، در نهایت دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرسایشی بورس تهران به شرایطی می‌انجامد که ارزش کل بازار در مقایسه با سایر متغیرهای کلان شامل ابعاد نقدینگی و اقتصاد به‌طور نامتناسبی کوچک می‌شود. در این فضا، آنچه تغییر نهایی معادله رکود را کلید می‌زند، یکی از همان بهانه‌هایی است که تا پیشتر نسبت به آن بی‌تفاوت مانده بود. در شرایط کنونی بورس تهران به لحاظ نسبت‌های ارزش بازار به نقدینگی و تولید‌ناخالص‌داخلی در محدوده کمی بالاتر از میانگین‌های تاریخی قرار دارد؛ از این‌منظر با عنایت به تداوم فعالیت موتور نقدینگی و تورم، با فرض امتداد رکود بورس، ارزش بازار در اوایل سال‌آینده به‌جایی می‌رسد که به لحاظ تاریخی در نقاط جذاب خود قرار می‌گیرد.

سیگنال انبساط از سیاست پولی
با وجودی که شهود کلی سرمایه‌گذاران از وضعیت سیاست پولی به سمت انقباض متمایل است، بررسی آمار رسمی رشد پایه پولی و نقدینگی حکایت متفاوتی دارد. بر همین اساس، حجم پایه پولی و نقدینگی بر پایه گزارش‌های مردادماه بانک مرکزی به ترتیب معادل ۳ و ۹/ ۲‌درصد منبسط شده که بالاتر از میانگین ۱۲‌ماه گذشته است. تداوم این وضعیت به‌معنای پایداری رشد دو متغیر مزبور در محدوده بیش از ۳۵‌درصد سالانه است که بازهم از متوسط بلندمدت تاریخی حدود ۱۰‌درصد بالاتر است؛ این در حالی است که این تصور وجود داشت که با عنایت به نرخ‌های بالای فروش نفت، افزایش حجم صادرات این محصول و نیز اخبار مربوط به رشد قابل‌توجه درآمدهای مالیاتی، از شتاب رشد پایه‌پولی و نقدینگی به نحوه معناداری کاسته شود. جمع‌بندی تحولات مزبور برای بازارهای دارایی از جمله سهام به‌معنای تداوم روند نسبتا پر‌شتاب نیروهای تقویت‌کننده قیمت‌ها در میان‌مدت است.
آخرین گام انقباضی فدرال رزرو؟
سرانجام انتظارها به پایان رسید ‌و بانک مرکزی آمریکا برای سومین‌بار متوالی نرخ بهره پایه بین‌بانکی دلار را ۷۵/ ۰درصد دیگر رشد داد تا تهاجمی‌ترین سیاست انقباضی تاریخ این نهاد مالی از زمان معرفی ابزار مزبور در سه دهه پیش پیگیری شود. سیاست

رکود بورس چگونه پایان می‌یابد؟

بازار سرمایه ایران نیمه اول سال را با افتی چشمگیر به پایان رساند تا شرایط برای سرمایه گذاران در این بازار چندان مناسب نباشد.

بازار سرمایه در شرایطی به استقبال پاییز۱۴۰۱ می‌رود که به نظر می‌آید احتمال بازگشت رونق به صحنه معاملات بورس در وضعیت کنونی بیش از انتظارات قبلی، کاهش یافته است. در این میان نیمه دوم سال جاری در معاملات میان مدت حالی آغاز شده است که بخش مهمی از فعالان بازار سهام تحت تاثیر طولانی شدن مذاکرات برجامی و افزایش مداوم نرخ‌های بهره از سوی بانک‌‎های مرکزی اقتصادهای قدرتمند، نسبت به مسیر آتی این بازار بی‌اعتماد شده‌اند.

به گزارش دنیای اقتصاد، بدبینی و تشدید آن با تداوم بلاتکلیفی‌های سیاسی و افزایش احتمال کاهش تقاضای کل در اقتصاد جهانی سبب شده است بازاری که نماگر اصلی آن در دو ماه ابتدایی سال ۴/ ۱۷درصد بازدهی کسب کرده بود، حالا بازدهی منفی را به فصل برگ‌ریزان ببرد. از این رو کارشناسان بازار سهام نیز نظر چندان مثبتی نسبت به آینده ندارند. نظرسنجی «دنیای‌اقتصاد» حکایت از این واقعیت دارد که از میان ۱۶کارشناس تنها یک نفر به عملکرد نیمسال دوم بورس خوش‌بین است.

بازار سهام در آخرین هفته تابستان نیز فضای سردی داشت. طی این هفته ۴/ ۲درصد دیگر از ارتفاع شاخص‌کل معاملات میان مدت کاسته شد. به این ترتیب، بازدهی متوسط سرمایه‌گذاری در بورس تهران برای نخستین‌بار از ابتدای سال ‌وارد محدوده منفی شد. ارزش معاملات روزانه نیز با غلتیدن به سطح کمتر از سه‌هزار‌میلیارد ‌تومان، نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از علاقه‌مندی متقاضیان به خرید سهام ندارد.

در حوزه عوامل موثر بر وضعیت کلان بازار نیز نوعی بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تحرکی مشاهده می‌شود. در حیطه نرخ‌های جهانی، پس از افت‌های سنگین ‌ماه‌های اخیر شرایط موقتا به ثبات رسیده است. در مذاکرات مربوط به رفع تحریم‌ها نیز به‌جز برخی شایعات پراکنده درخصوص دیدار‌های نیویورک، پیشرفت خاصی مشاهده نشده و به‌نظر می‌رسد کماکان تحولات جدی در این بخش به بعد از بر‌گزاری انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا موکول شده باشد. در بخش سیاست‌های پولی داخلی نیز به‌رغم تداوم رشد نقدینگی در سطوح بالای تاریخی، نرخ‌های سود موسوم به بدون‌ریسک ثابت بوده و دسترسی به نرخ سود سالانه موثر ۲۲ تا ۲۳‌درصدی برای سرمایه‌گذاران در قالب سپرده‌ها و صندوق‌های با درآمد ثابت میسر است. نرخ دلار در سامانه نیما هم به‌رغم عبور از مرز ۲۷‌هزار‌ تومانی، با شتاب حلزونی به سمت نرخ توافقی در حال حرکت است. به این ترتیب، تلفیق رکود سنگین حاکم بر فضای معاملات بورس باثبات نسبی عوامل بنیادی، خروج از وضعیت فعلی در کوتاه‌مدت را با دشواری مواجه کرده است.

معادله رکود بورس چگونه پایان می‌یابد؟

همان‌طور که پیشتر ذکر شد، در موقعیت فعلی به‌نظر می‌رسد عوامل محرک رونق بازار سهام دچار نوعی رکود و کم‌واکنشی هستند. در این شرایط به‌رغم مناسب‌بودن سطوح ارزش‌گذاری اکثر سهام، سوال اکثر سهامداران این است که چه عاملی در و چه زمانی می‌تواند معادله رکود کنونی را بر‌هم بزند؟ در این‌خصوص نگاهی به الگوهای تاریخی دوره‌های مشابه می‌تواند راهگشا باشد. واقعیت این است که به‌طور سنتی، رونق‌های بورس تهران انفجاری و دارای عمر کوتاه و رکودها به‌صورت فرسایشی و طولانی‌مدت محقق شده‌اند. در فاز نخست دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رکود هم معمولا چند نمونه رونق‌های موقت (موسوم بهBear Market Rally) به‌صورت ادواری مشاهده می‌شود که هیچ‌گاه قدرت تبدیل به رونق پایدار را ندارد، با این حال هرچه به پایان سیکل رکود نزدیک می‌شویم، امید فعالان بازارها بیشتر تضعیف شده و حتی همان بارقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رونق موقت نیز از میان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. آخرین نمونه این وضعیت در پاییز سال‌۹۴ قابل‌مشاهده بود که با تداوم رکود فرسایشی بعد از دوسال، بازار هیچ‌گونه واکنش مثبتی به وقایع پیرامونی از جمله کاهش نرخ سود بانکی نشان نمی‌دهد، بنابراین آنچه به‌عنوان ویژگی آخرین فاز رکود در بورس تهران قابل‌اشاره است؛ عبارت از کم‌واکنشی سرمایه‌گذاران به متغیرهای محیطی توام با تداوم افت قیمت‌ها به‌رغم ارزندگی سهام است. در همین راستا، در ‌ماه‌های پایانی رکود، در حالی‌که طاقت سهامداران صبور هم طاق شده معاملات میان مدت معاملات میان مدت و یک نوع ناامیدی مطلق بر فضا حاکم شده، افت قیمت‌ها ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد، اما آنچه در نهایت می‌تواند به معادله رکود خاتمه دهد چیست؟ پاسخ در «گذشت زمان» خلاصه می‌شود. به‌عبارت دیگر، به دلیل تداوم خلق نقدینگی با شتاب بیش از ۳۰‌درصد در سال ‌و نیز رشد مستمر ارزش تولید ناخالص داخلی در ایران به دلیل تورم، در نهایت دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرسایشی بورس تهران به شرایطی می‌انجامد که ارزش کل بازار در مقایسه با سایر متغیرهای کلان شامل ابعاد نقدینگی و اقتصاد به‌طور نامتناسبی کوچک می‌شود. در این فضا، آنچه تغییر نهایی معادله رکود را کلید می‌زند، یکی از همان بهانه‌هایی است که تا پیشتر نسبت به آن بی‌تفاوت مانده بود. در شرایط کنونی بورس تهران به لحاظ نسبت‌های ارزش بازار به نقدینگی و تولید‌ناخالص‌داخلی در محدوده کمی بالاتر از میانگین‌های تاریخی قرار دارد؛ از این‌منظر با عنایت به معاملات میان مدت تداوم فعالیت موتور نقدینگی و تورم، با فرض امتداد رکود بورس، ارزش بازار در اوایل سال‌آینده به‌جایی می‌رسد که به لحاظ تاریخی در نقاط جذاب خود قرار می‌گیرد.

سیگنال انبساط از سیاست پولی

با وجودی که شهود کلی سرمایه‌گذاران از وضعیت سیاست پولی به سمت انقباض متمایل است، بررسی آمار رسمی رشد پایه پولی و نقدینگی حکایت متفاوتی دارد. بر همین اساس، حجم پایه پولی و نقدینگی بر پایه گزارش‌های مردادماه بانک مرکزی به ترتیب معادل ۳ و ۹/ ۲‌درصد منبسط شده که بالاتر از میانگین ۱۲‌ماه گذشته است. تداوم این وضعیت به‌معنای پایداری رشد دو متغیر مزبور در محدوده بیش از ۳۵‌درصد سالانه است که بازهم از متوسط بلندمدت تاریخی حدود ۱۰‌درصد بالاتر است؛ این در حالی است که این تصور وجود داشت که با عنایت به نرخ‌های بالای فروش نفت، افزایش حجم صادرات این محصول و نیز معاملات میان مدت اخبار مربوط به رشد قابل‌توجه درآمدهای مالیاتی، از شتاب رشد پایه‌پولی و نقدینگی به نحوه معناداری کاسته شود. جمع‌بندی تحولات مزبور برای بازارهای دارایی از جمله سهام به‌معنای تداوم روند نسبتا پر‌شتاب نیروهای تقویت‌کننده قیمت‌ها در میان‌مدت است.

آخرین گام انقباضی فدرال رزرو؟

سرانجام انتظارها به پایان رسید ‌و بانک مرکزی آمریکا برای سومین‌بار متوالی نرخ بهره پایه بین‌بانکی دلار را ۷۵/ ۰درصد دیگر رشد داد تا تهاجمی‌ترین سیاست انقباضی تاریخ این نهاد مالی از زمان معرفی ابزار مزبور در سه دهه پیش پیگیری شود. سیاست افزایش جسورانه نرخ بهره دلار در واکنش به تورم سالانه بیش از ۸‌درصدی در دستور کار قرار گرفته که آن‌هم در نوع خود در چهار دهه اخیر بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سابقه است. مطالعه تاریخی نشان می‌دهد که آخرین‌باری که اقتصاد آمریکا با انقباض پولی در ابعاد مشابهی روبه‌رو شد به اوایل دهه ۸۰ میلادی بازمی‌گردد که در آن زمان هم رئیس وقت فدرال‌رزرو با سیاستی مشابه، موفق به مهار نسبتا سریع تورم شد، با این‌حال آنچه شرایط امروز را متفاوت می‌کند عبارت است از حجم بیش از دو برابری ابعاد بدهی در اقتصاد آمریکا نسبت به تولید ناخالص داخلی (معادل ۳۷۰‌درصد) است که فشار فزاینده‌ای بر بدهکاران در شرایط افزایش ناگهانی بهره وارد می‌سازد. از سوی دیگر، سیکل افزایش بهره اخیر چون ظرف ۱۸‌ماه و از معاملات میان مدت سطح تقریبا صفر‌درصد آغاز شده، تبعات متفاوتی از دهه ۸۰ میلادی دارد که افزایش بهره با شتاب مشابهی از کف ۵‌درصدی آغاز شد. علاوه‌بر این، بررسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نشان می‌دهد که مدت زمان متوسط سررسید ‌کل بدهی‌ها در اقتصاد آمریکا نسبت به دهه ۸۰ میلادی کوتاه‌تر شده و به کمتر از ۵ سال ‌رسیده است. همه اینها موجب می‌شود تا اقتصاد در مواجهه با انقباض شدید پولی از آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیری به مراتب بیشتری برخوردار باشد. با وجود آنکه منحنی‌های پیش‌بینی در بازار بر امکان یک افزایش بهره ۷۵/ ۰درصدی دیگر در دو‌ماه بعد دلالت دارند، گروه اندکی از اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند که نه‌تنها افزایش بهره اخیر آخرین گام انقباضی در سیکل‌جاری بود، بلکه فدرال‌رزرو به‌زودی مجبور خواهد شد تا جهت مقابله با پیامدهای رکودی افزایش شدید بهره در فضای بدهی‌های سنگین، فرمان را چرخانده و شروع به انبساط پولی کند! با عنایت به آشکار‌شدن آثار سیاست‌های پولی این نهاد مالی با ۸ تا ۱۲‌ماه اخیر بر اساس الگوی تاریخی، این احتمال وجود دارد که به‌زودی بازار دارایی‌های ریسک‌پذیر از جمله سهام جهانی و مواد‌خام تحت موج فشار مضاعف از منظر پیامد سیاست‌های فدرال‌رزرو قرار گیرد؛ وضعیتی که برای بورس تهران از منظر وابستگی درآمد بخش مهمی از شرکت‌های بزرگ به صادرات کامودیتی چشم‌انداز مثبتی در کوتاه‌مدت تصویر نمی‌کند.

بورس به خزان نشست / راه رهایی بورس از تله رکود / پیش بینی بورس فردا 4 مهر 1401 / خبر بد برای بازار سهام

بورس به خزان نشست / پیش بینی بورس فردا 4 مهر 1401

کبنا ؛ بورس تهران در اولین روز کاری پائیز 1401 قرمزپوش شد و شاخص‌های بازار سقوط کردند. بازار سهام در شرایطی به استقبال پاییز۱۴۰۱ می‌رود که به نظر می‌آید احتمال بازگشت رونق به صحنه معاملات بورس در وضعیت کنونی بیش از انتظارات قبلی، کاهش یافته است. در این میان نیمه دوم سال جاری در حالی آغاز شده است که بخش مهمی از فعالان بازار سهام تحت تاثیر طولانی شدن مذاکرات برجامی و افزایش مداوم نرخ‌های بهره از سوی بانک‌‎های مرکزی اقتصادهای قدرتمند، نسبت به مسیر آتی این بازار بی‌اعتماد شده‌اند. بدبینی و تشدید آن با تداوم بلاتکلیفی‌های سیاسی و افزایش احتمال کاهش تقاضای کل در اقتصاد جهانی سبب شده است بازاری که نماگر اصلی آن در دو ماه ابتدایی سال ۴/ ۱۷درصد بازدهی کسب کرده بود، حالا بازدهی منفی را به فصل برگ‌ریزان ببرد. از این رو کارشناسان بازار سهام نیز نظر چندان مثبتی نسبت به آینده ندارند.
به گزارش کبنا، اینگونه که روزنامه دنیای اقتصاد نظرسنجی انجام داده، از میان ۱۶کارشناس تنها یک نفر به عملکرد نیمسال دوم بورس خوش‌بین است.
بازار سهام در آخرین هفته تابستان نیز فضای سردی داشت. طی این هفته ۴/ ۲درصد دیگر از ارتفاع شاخص‌کل کاسته شد. به این ترتیب، بازدهی متوسط سرمایه‌گذاری در بورس تهران برای نخستین‌بار از ابتدای سال ‌وارد محدوده منفی شد. ارزش معاملات روزانه نیز با غلتیدن به سطح کمتر از سه‌هزار‌میلیارد ‌تومان، نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از علاقه‌مندی متقاضیان به خرید سهام ندارد.
در حوزه عوامل موثر بر وضعیت کلان بازار نیز نوعی بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تحرکی مشاهده می‌شود. در حیطه نرخ‌های جهانی، پس از افت‌های سنگین ‌ماه‌های اخیر شرایط موقتا به ثبات رسیده است. در مذاکرات مربوط به رفع تحریم‌ها نیز به‌جز برخی شایعات پراکنده درخصوص دیدار‌های نیویورک، پیشرفت خاصی مشاهده نشده و به‌نظر می‌رسد کماکان تحولات جدی در این بخش به بعد از بر‌گزاری انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا موکول شده باشد. در بخش سیاست‌های پولی داخلی نیز به‌رغم تداوم رشد نقدینگی در سطوح بالای تاریخی، نرخ‌های سود موسوم به بدون‌ریسک ثابت بوده و دسترسی به نرخ سود سالانه موثر ۲۲ تا ۲۳‌درصدی برای سرمایه‌گذاران در قالب سپرده‌ها و صندوق‌های با درآمد ثابت میسر است. نرخ دلار در سامانه نیما هم به‌رغم عبور از مرز ۲۷‌هزار‌ تومانی، با شتاب حلزونی به سمت نرخ توافقی در حال حرکت است. به این ترتیب، تلفیق رکود سنگین حاکم بر فضای معاملات بورس باثبات نسبی عوامل بنیادی، خروج از وضعیت فعلی در کوتاه‌مدت را با دشواری مواجه کرده است.
معادله رکود بورس چگونه پایان می‌یابد؟
همان‌طور که پیشتر ذکر شد، در موقعیت فعلی به‌نظر می‌رسد عوامل محرک رونق بازار سهام دچار نوعی رکود و کم‌واکنشی هستند. در این شرایط به‌رغم مناسب‌بودن سطوح ارزش‌گذاری اکثر سهام، سوال اکثر سهامداران این است که چه عاملی در و چه زمانی می‌تواند معادله رکود کنونی را بر‌هم بزند؟ در این‌خصوص نگاهی به الگوهای تاریخی دوره‌های مشابه می‌تواند راهگشا باشد. واقعیت این است که به‌طور سنتی، رونق‌های بورس تهران انفجاری و دارای عمر کوتاه و رکودها به‌صورت فرسایشی و طولانی‌مدت محقق شده‌اند. در فاز نخست دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رکود هم معمولا چند نمونه رونق‌های موقت (موسوم بهBear Market Rally) به‌صورت ادواری مشاهده می‌شود که هیچ‌گاه قدرت تبدیل به رونق پایدار را ندارد، با این حال هرچه به پایان سیکل رکود نزدیک می‌شویم، امید فعالان بازارها بیشتر تضعیف شده و حتی همان بارقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رونق موقت نیز از میان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. آخرین نمونه این وضعیت در پاییز سال‌۹۴ قابل‌مشاهده بود که با تداوم رکود فرسایشی بعد از دوسال، بازار هیچ‌گونه واکنش مثبتی به وقایع پیرامونی از جمله کاهش نرخ سود بانکی نشان نمی‌دهد، بنابراین آنچه به‌عنوان ویژگی آخرین فاز رکود در بورس تهران قابل‌اشاره است؛ عبارت از کم‌واکنشی سرمایه‌گذاران به متغیرهای محیطی توام با تداوم افت قیمت‌ها به‌رغم ارزندگی سهام است. در همین راستا، در ‌ماه‌های پایانی رکود، در حالی‌که طاقت سهامداران صبور هم طاق شده و یک نوع ناامیدی مطلق بر فضا حاکم شده، افت قیمت‌ها ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد، اما آنچه در نهایت می‌تواند به معادله رکود خاتمه دهد چیست؟ پاسخ در «گذشت زمان» خلاصه می‌شود. به‌عبارت دیگر، به دلیل تداوم خلق نقدینگی با شتاب بیش از ۳۰‌درصد در سال ‌و نیز رشد مستمر ارزش تولید ناخالص داخلی در ایران به دلیل تورم، در نهایت دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فرسایشی بورس تهران به شرایطی می‌انجامد که ارزش کل بازار در مقایسه با سایر متغیرهای کلان شامل ابعاد نقدینگی و اقتصاد به‌طور نامتناسبی کوچک می‌شود. در این فضا، آنچه تغییر نهایی معادله رکود را کلید می‌زند، یکی از همان بهانه‌هایی است که تا پیشتر نسبت به آن بی‌تفاوت مانده بود. در شرایط کنونی بورس تهران به لحاظ نسبت‌های ارزش بازار به نقدینگی و تولید‌ناخالص‌داخلی در محدوده کمی بالاتر از میانگین‌های تاریخی قرار دارد؛ از این‌منظر با عنایت به تداوم فعالیت موتور نقدینگی و تورم، با فرض امتداد رکود بورس، ارزش بازار در اوایل سال‌آینده به‌جایی می‌رسد که به لحاظ تاریخی در نقاط جذاب خود قرار می‌گیرد.

سیگنال انبساط از سیاست پولی
با وجودی که شهود کلی سرمایه‌گذاران از وضعیت سیاست پولی به سمت انقباض متمایل است، بررسی آمار رسمی رشد پایه پولی و نقدینگی حکایت متفاوتی دارد. بر همین اساس، حجم پایه پولی و نقدینگی بر پایه گزارش‌های مردادماه بانک مرکزی به ترتیب معادل ۳ و ۹/ ۲‌درصد منبسط شده که بالاتر از میانگین ۱۲‌ماه گذشته است. تداوم این وضعیت به‌معنای پایداری رشد دو متغیر مزبور در محدوده بیش از ۳۵‌درصد سالانه است که بازهم از متوسط بلندمدت تاریخی حدود ۱۰‌درصد بالاتر است؛ این در حالی است که این تصور وجود داشت که با عنایت به نرخ‌های بالای فروش نفت، افزایش حجم صادرات این محصول و نیز اخبار مربوط به رشد قابل‌توجه درآمدهای مالیاتی، از شتاب رشد پایه‌پولی و نقدینگی به نحوه معناداری کاسته شود. جمع‌بندی تحولات مزبور برای بازارهای دارایی از جمله سهام به‌معنای تداوم روند نسبتا پر‌شتاب نیروهای تقویت‌کننده قیمت‌ها در میان‌مدت است.
آخرین گام انقباضی فدرال رزرو؟
سرانجام انتظارها به پایان رسید ‌و بانک مرکزی آمریکا برای سومین‌بار متوالی نرخ بهره پایه بین‌بانکی دلار را ۷۵/ ۰درصد دیگر رشد داد تا تهاجمی‌ترین سیاست انقباضی تاریخ این نهاد مالی از زمان معرفی ابزار مزبور در سه دهه پیش پیگیری شود. سیاست

بورس

افزایش جسورانه نرخ بهره دلار در واکنش به تورم سالانه بیش از ۸‌درصدی در دستور کار قرار گرفته که آن‌هم در نوع خود در چهار دهه اخیر بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سابقه است. مطالعه تاریخی نشان می‌دهد که آخرین‌باری که اقتصاد آمریکا با انقباض پولی در ابعاد مشابهی روبه‌رو شد به اوایل دهه ۸۰ میلادی بازمی‌گردد که در آن زمان هم رئیس وقت فدرال‌رزرو با سیاستی مشابه، موفق به مهار نسبتا سریع تورم شد، با این‌حال آنچه شرایط امروز را متفاوت می‌کند عبارت است از حجم بیش از دو برابری ابعاد بدهی در اقتصاد آمریکا نسبت به تولید ناخالص داخلی (معادل ۳۷۰‌درصد) است که فشار فزاینده‌ای بر بدهکاران در شرایط افزایش ناگهانی بهره وارد می‌سازد. از سوی دیگر، سیکل افزایش بهره اخیر چون ظرف ۱۸‌ماه و از سطح تقریبا صفر‌درصد آغاز شده، تبعات متفاوتی از دهه ۸۰ میلادی دارد که افزایش بهره با شتاب مشابهی از کف ۵‌درصدی آغاز شد. علاوه‌بر این، بررسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نشان می‌دهد که مدت زمان متوسط سررسید ‌کل بدهی‌ها در اقتصاد آمریکا نسبت به دهه ۸۰ میلادی کوتاه‌تر شده و به کمتر از ۵ سال ‌رسیده است. همه اینها موجب می‌شود تا اقتصاد در مواجهه با انقباض شدید پولی از آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیری به مراتب بیشتری برخوردار باشد. با وجود آنکه منحنی‌های پیش‌بینی در بازار بر امکان یک افزایش بهره ۷۵/ ۰درصدی دیگر در دو‌ماه بعد دلالت دارند، گروه اندکی از اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند که نه‌تنها افزایش بهره اخیر آخرین گام انقباضی در سیکل‌جاری بود، بلکه فدرال‌رزرو به‌زودی مجبور خواهد شد تا جهت مقابله با پیامدهای رکودی افزایش شدید بهره در فضای بدهی‌های سنگین، فرمان را چرخانده و شروع به انبساط پولی کند! با عنایت به آشکار‌شدن آثار سیاست‌های پولی این نهاد مالی با ۸ تا ۱۲‌ماه اخیر بر اساس الگوی تاریخی، این احتمال وجود دارد که به‌زودی بازار دارایی‌های ریسک‌پذیر از جمله سهام جهانی و مواد‌خام تحت موج فشار مضاعف از منظر پیامد سیاست‌های فدرال‌رزرو قرار گیرد؛ وضعیتی که برای بورس تهران از منظر وابستگی درآمد بخش مهمی از شرکت‌های بزرگ به صادرات کامودیتی چشم‌انداز مثبتی در کوتاه‌مدت تصویر نمی‌کند.
اکوایران نوشت، در معاملات روز شنبه دوم مهر ماه، شاخص کل بورس پایتخت نسبت به روز کاری قبل 27 هزار و 57 واحد افت کرد و به رقم یک میلیون و 328 هزار و 183 واحد رسید.
شاخص هم وزن بورس با کاهش 9 هزار و 163 واحدی در سطح 386 هزار و 515 واحدی ایستاد. همچنین شاخص کل فرابورس (آیفکس) 249 واحد پائین آمد و در سطح 18 هزار و 146 واحد قرار گرفت.
نمادهای اثرگذار بر شاخص‌ها
امروز نمادهای «فارس»، «وپاسار» و «فولاد» بیشترین تأثیر را در افت شاخص کل بورس داشتند. در مقابل نمادهای «اتکام»، «امین» و «ختور» بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص کل داشتند.
در فرابورس نیز نمادهای «زاگرس»، «آریا» و «شراز» بیشترین تأثیر کاهنده را بر شاخص کل فرابورس داشتند و «رنیک»، «وتعاون» و «گکوثر» بیشترین تأثیر افزایشی را بر شاخص داشتند.
در جدول پرتراکنش‌ترین نمادهای بورس شستا صدرنشین است و خودرو و شپنا در رتبه‌های بعدی هستند. در فرابورس نیز نمادهای دی، فرابورس و کرمان پرتراکنش‌‌ترین نمادها هستند.
ارزش معاملات بازار
امروز ارزش معاملات کل بازار سهام به رقم 6 هزار و 700 میلیارد تومان کاهش یافت. ارزش معاملات اوراق بدهی در بازار ثانویه هزار و 732 میلیارد تومان بود که 26 درصد از ارزش کل معاملات بازار سرمایه را تشکیل می‌دهد.
امروز ارزش معاملات خرد سهام با افزایش 22 درصدی نسبت به روز کاری قبل به رقم 2 هزار و 623 میلیارد تومان رسید.
نقشه بازار سهام

پیش بینی بورس فردا 4 مهر 1401 / خبر بد برای بازار سهام
در طی هفته های گذشته برای بازار و به خصوص شاخص کل سطوح حمایتی را از منظر تکنیکالی رسم و پیش‌بینی کردیم و این مورد را همیشه یادآورد بودیم که همه این سطوح با یک خبر بد می‌تواند از بین برود و قاعده تحلیل هم همین است.
بررسی ابعاد کلان اقتصاد، بررسی وضعیت بازار سرمایه، بررسی وضعیت صنعت و در نهایت بررسی نماد شرکت مد نظر و دست آخر هم بررسی تحلیل تکنیکال به این دلیل که رفتار سایر افراد را نسبت به قیمت‌ها و سطوح مورد بررسی قرار دهیم.
خیلی از تحلیل گران تکنیکالی سطوح حمایتی را برای شاخص در نظر داشتند. خیلی از بنیادی کارهای بازار هم نسبت‌های پی به ای پایینی برای نماد های بزرگ پیش بینی و محاسبه کردند اما نکته ای که همیشه باید در نظر داشت این است که امکان دارد همه این سطوح با یک خبر بد از بین برود.
حالا بازار این خبر بد را چگونه برداشت کرده است؟!
افزایش نرخ بهره‌ که روز چهارشنبه توسط فدرال رزور اعلام شد را می‌توان به عنوان خبر بد بازار سرمایه در نظر داشت. البته شرایط این روزهای فضای سیاسی و اجتماعی کشور را نیز نباید نادیده گرفت. قطع اینترنت و مشکلات ایجاد شده به همراه هفته نیمه تعطیل از دیگر دلایل افت بیش از 27 هزار واحدی شاخص کل است.
به هر حال چیزی که وجود دارد این است که سرمایه ترسو است و هر جایی پا نمی‌گذارد و زمانی وارد بازی می‌شود که امید به برد داشته باشد. البته حجم پول با میزان ریسک پذیری پول رابطه عکس دارد و هرچه پول شما بیشتر باشد میزان ریسک شما کمتر است و برعکس پول‌های کم، ریسک‌های بالا را قبول می‌کنند.
سطوح حمایتی شکسته شده است و هیجان فروش به بیشترین مقدار خود در هفته‌های قبل رسیده است. اعتماد به بازار کم رنگ‌تر شده است و فرار سرمایه بیشتر ، در نقشه بازار باید به دنبال تک نمادهایی باشیم که در سرخی روز قبل ( شنبه ) خود نمایی می‌کنند . نماد هایی همچون بانک رسالت در گروه بانکی ، فمراد در گروه غیر آهنی ، وتعاون در گروه بیمه ای و نماد ولکار در گروه لیزینگی.
در مورد موج شماری‌ها هم در روز های قبل صحبت شد که ممکن است موج پنجم از موج سوم بزرگتر باشد که چنین شد . طول موج سوم حوالی 10 درصد افت را تجربه کرده است و حالا موج پنجم به این مقدار رسیده است و ممکن است تا کف کانال صعودی که برای شاخص در نظر داشتیم افت کند.
سطح حمایتی تکنیکالیست ها سطح کف کانال است و هیجان فروش اندیکاتور RSI که به محدوده 11 واحدی رسیده است. محدوده ای که معاملات میان مدت در بدترین حالت افت از مرداد ماه سال 1399 تا به امروز در کمترین مقدار خود قرار دارد . این مقدار در این مدت حداکثر تا 17 واحد افت کرده است و حالا رکورد جدید ثبت کرده و به محدوده 11 واحدی رسیده است.
آیا معامله ‌گران برای روز کاری بعد از این افت پشیمان می‌شوند و بازار را مثبت می‌کنند و یا در همین حوالی تا روشن شدن قضایا منتظر و نظاره‌گر هستند؟

تامین مالی بخش تولید در بورس کالا بدون نیاز به وام

یک کارشناس بازار سرمایه میگوید: اوراق گام برای تامین مالی زنجیره‌ای شرکت‌ها است. یعنی شرکت‌هایی که نیاز به خرید مواد اولیه دارند، اما نقدینگی مورد نیاز خود را ندارند می‌توانند از اوراق گام استفاده کنند.

به گزارش کالاخبر به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، حسین مرید سادات گفت: اوراق گام یا گواهی اعتبار مولد، اوراقی است که به همت بانک مرکزی چند سالی است ایجاد شده و به شرکت‌ها این اجازه را می‌دهد که به صورت اعتباری خرید خود را انجام دهند.

او می‌گوید: این اوراق برای تامین مالی شرکت‌ها مخصوصا در زنجیره یک صنعت است. یعنی شرکت‌هایی که نیاز به خرید مواد اولیه دارند، اما نقدینگی مورد نیاز خود را ندارند می‌توانند از اوراق گام استفاده کنند. بانک مرکزی یک سری از این اوراق را منتشرمی‌کند که دارای سر رسید یک ساله است.

مرید سادات گفت: در اوراق گام یک بنگاه متعهد و بنگاه دیگر متقاضی وجود دارد. بنگاه متعهد شرکتی است که می‌خواهد مواد اولیه را خرید کند و متقاضی فروشند مواد اولیه است. قرار است این اوراق در بورس کالا منتشر شود و پس از آن در بازار ثانویه بازار سهام هم می‌تواند خرید و فروش شود. یکی از مزیت‌های این اوراق این است که شرکت‌ها به راحتی می‌توانند تامین مواد اولیه داشته باشند.

او می‌گوید: از دیگر مزیت‌های این اوراق این است که خلا حضور اوراق کوتاه مدت در بازار را پوشش می‌دهد و برای فروشنده مواد اولیه نیز وجه تضمین وجود دارد تا نگرانی برای دریافت وجه خود نداشته باشد. مردم نیز می‌توانند به نوعی مانند اوراق دیگر به خرید این اوراق بپردازند که سود قابل قبولی دارد.

مامور اصلی از راه می‌رسد

AFP

بشیر نورزی یا حاجی بشر، از چهره‌های شاخص تندرو، متعصب و پرنفوذ در میان گروه طالبان است. وی یکی از با‌سابقه‌ترین و نزدیک‌ترین افراد به ملا عمر، رهبر پیشین طالبان است. رحمت‌الله نبیل در نوشته‌ای در خصوص وی می‌گوید: «حاجی بشر نورزی در تشکیل تحریک طالبان با شناختی که از پیش با ملا محمد‌عمر داشت، نقش اساسی را ایفا کرد و اولین محموله‌ ۱۰ میلیون دالری پول را به ‌منظور تشکیل تحریک طالبان از یکی از کشورهای اسلامی، به نام «اعانه‌ مسلمین» از طریق پاکستان به ملا عمر و گروه وی تحویل داد و بدین‌گونه حاجی بشر به یکی از دست‌اندرکاران، مشاوران و به ظاهر تمویل‌کننده‌ مهم مالی (در حالی‌ که بیشتر پول از استخبارات بیرونی بود) ملا عمر تبدیل شد.» معلوم می‌شود که رهایی وی در زمان کنونی، به هدف خاصی، به منظور پیش‌برد پروژه خاص و تنها برای موفقیت یک پروژه ناکام گذشته، صورت گرفته است.

نورزی علاوه بر تجارت مواد مخدر که از لحاظ اسلام حرام است، به چندین فعل خلاف شریعت، عادت دارد: زن‌باره‌گی، دایم‌الخمر بودن، چشم دوختن به پول حرام، تعصب به‌عنوان مشخصه اصلی‌اش و دست دادن با بیرونی‌ها برای دریافت پول. حتا وی باعث شد تا استینگر‌هایی که نزد مجاهدین از زمان نبرد علیه شوروی باقی مانده بود، در نتیجه یک تجارت و معامله پرسود، تحویل امریکایی‌ها شود تا زمینه حضور امریکا در افغانستان، بدون درد سر باشد. وی تقریباً در تمام معاملات مالی و پولی میان طالبان و بیرونی‌ها، نقش داشته و حتا شامل پروژه بوده است. حاجی بشر، شخصیتی مرموز اما زیرک است و می‌داند که چگونه در نقش یک دکان‌دار، به معامله‌های پرسود بپردازد و منافع شخصی و گروهی طالبان را تامین کند. حاجی بشر در شرایط کنونی، چه کار اساسی را برای طالبان می‌تواند انجام دهد؟

وی در نقش یک مشاور خوب برای طالبان، می‌تواند روابط تاکتیکی طالبان را با کشور‌هایی که تلاش دارند از گاو شیری افغانستان تحت حاکمیت طالبان نفع ببرند، تامین کند. در گذشته نیز، موفقیت‌های بشر نورزی در این عرصه قابل توجه بوده است. او توانسته بود بر اکثریت تصامیم طالبان برای تامین مخارج مالی‌شان، تاثیر بگذارد.

وی نفوذ سنتی در میان طالبان دارد و این نفوذ برای بقای رژیم تروریستی طالبان، خیلی حایز اهمیت است. در شرایطی که سلطه طالبان، با عدم مشروعیت داخلی و خارجی دست و پنجه نرم می‌کند، تغییر در عملکرد‌های طالبان و ترسیم چهره جدید از این گروه، الزامی است. دقیقاً رهایی وی، به همین منظور صورت گرفته است تا با مشوق‌های مالی از جانب کشور‌های بیرونی، طالبان یک‌دنده را که صلاحیت و اختیار تصمیم‌گیری را هم ندارند، به سمت مطلوب سوق دهد و بقای رژیم‌شان را تثبیت کند.

با توجه به سابقه و نفوذ نورزی در میان طالبان، او می‌تواند جای‌گزین رهبری در طالبان باشد. اگر چنین شود، طالبان با اندک تغییر رویکرد، می‌توانند به یک گروه مورد نظر مبدل شوند. این شناسایی موجب می‌شود تا در وضعیت مالی طالبان، بهبود بیاید.

با حضور حاجی بشر، تجارت مواد مخدر رونق بیشتر پیدا خواهد کرد. در حال حاضر، یگانه منبع درامد هنگفتی که می‌تواند هزینه‌های مالی رژیم طالبان را تامین کند، تجارت مواد مخدر است. طالبان نیاز دارند که این تجارت پر‌درامد، مدیریت درست شود تا سود آن چند برابر افزایش یابد. حاجی بشر، با سابقه سال‌ها کار در این تجارت، می‌تواند این پروژه را درست مدیریت کند و آن را رونق بیشتر ببخشد.

تسلیم‌دهی حاجی بشر در حال حاضر، نشان‌دهنده یک تحول بزرگ در قسمت طرز دید دنیا نسبت به طالبان است. بایدن، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، باری تاکیده کرده بود که پیش‌شرط به رسمیت شناخته شدن طالبان، رهایی مارک فریکس است. تا زمانی که فریکس در بند طالبان باشد، رژیم این گروه به رسمیت شناخته نخواهد شد.

از سوی دیگر، حاجی بشر، می‌تواند علاوه بر تجارت پرسود مواد مخدر، سایر منابع درامد غیر‌قانونی طالبان مانند قاچاق آثار عتیقه، پول‌شویی و انتقال پول به خارج و یا به داخل افغانستان، تسهیل چاپ پول جعلی مخصوصاً چاپ دالر جعلی و به گردش در‌آوردن آن در منطقه، تجارت پرسود فروش اسلحه و تجهیزات نظامی، تمویل مالی شبکه‌های تروریستی فعال در افغانستان و منطقه، ایجاد کانال‌های فعال و غیر قابل انقطاع برای موفقیت تروریسم در منطقه و رونق‌بخشی روند تقویت و تجهیز تروریسم را داشته باشد.

در ضمن، داستان فعالیت‌های غیر‌قانونی وی نشان می‌دهد که ماموریتش این بار تنها افغانستان نه، بل جغرافیای وسیعی از آسیای مرکزی و جنوب آسیا را که با خطر روز‌افزون گسترش تروریسم بین‌المللی مواجه است، در بر خواهد گرفت. وی وظیفه دارد تا راه‌های اتصال مالی و ایجاد شبکه‌های وسیعی از تمویل تروریسم در منطقه را تسهیل کند.

در خاتمه می‌توان گفت که وظیفه حاجی بشر، تسهیل قاچاق مواد مخدر و تسریع روند انتقال آن از افغانستان به خارج خواهد بود. معمولاً مواد مخدر تولید شده، از دو راه صادر می‌شود: اول، از افغانستان به ایران و ترکیه و اروپا و بعداً به امریکا می‌رسد. دوم، از افغانستان، از مسیر آسیای مرکزی و روسیه وارد اروپا می‌شود و بعداً به امریکا می‌رسد.

با درنظرداشت نظارت جدی روسیه و هم‌پیمانانش در آسیای مرکزی، مسیر دومی با چالش‌هایی مواجه است و روند انتقال مواد مخدر که سالانه جان هزاران جوان روس را می‌گیرد و به یکی از چالش‌های اساسی فراروی امنیت ملی روسیه مبدل شده، با مشکل مواجه است. مسیر اول در تبانی با کشور‌هایی که در مسیر آن قرار دارند، صورت می‌گیرد. اما تداوم تجارت مواد مخدر از یک مسیر، در درازمدت چالش‌زا خواهد بود و این کار نیاز دارد تا مدیر جدید با برنامه‌های جدید، مسیر دیگری را جست‌وجو کند. این مدیر جدید کسی جز حاجی بشر، قاچاق‌چی مشهور، نمی‌تواند باشد.

آشوب در بازار دلار؛ قیمت دلار امروز 2 مهر | قیمت دلار از مرز 30 هزارتومان عبور کرد

نرخ ارز در صرافی ملی و نرخ رسمی ۴۶ ارز اعلام‌ شده توسط بانک مرکزی، نشان‌دهنده افزایش نرخ ۹ ارز، کاهش قیمت ۲۸ ارز و ثبات قیمتی در ۹ نرخ دیگر است.

آشوب در بازار دلار؛ قیمت دلار امروز 2 مهر | قیمت دلار از مرز 30 هزارتومان عبور کرد

قیمت دلار امروز تغییرکرد. قیمت دلار در بازار آزاد 30 هزارتومان است. افزایش قیمت دلار موجب افزایش قیمت کالاهای وارداتی و در نتیجه گرانی برخی از اقلام می‌شود. قیمت دلار در هفته اخیر روند آرامی را پشت سر گذاشت. قیمت دلار در این مدت روند کاهشی پیش گرفت. امروز هم قیمت دلار به شیوه روزهای پیشین فضای آرامی را تجربه کرد. در ادامه قیمت دلار در 31 شهریورماه مشاهده کنید.

قیمت دلار

قیمت دلار قیمت یورو و قیمت پوند امروز 2 مهر 1401

براساس اعلام بانک مرکزی قیمت هر دلار آمریکا امروز _شنبه دوم مهرماه ۱۴۰۱_ ۳۰۱ هزار و ۲۴۳ ریال است؛ همچنین نرخ رسمی هر یورو ۴۰ هزار و ۸۲۲ ریال و نرخ آن در بازار آزاد ۳۱۲ هزار و ۳۹۰ ریال و نرخ رسمی هر پوند انگلیس به قیمت ۴۵ هزار و ۸۶۷ ریال و نرخ آن در بازار آزاد ۳۵۷ هزار و ۷۶۰ ریال است.

علاوه بر این هر فرانک سوئیس ۴۲ هزار و ۷۹۷ ریال، کرون سوئد سه هزار و ۷۳۱ ریال، کرون نروژ سه هزار و ۹۶۴ ریال، کرون دانمارک پنج هزار و ۴۹۰ ریال، روپیه هند ۵۱۸ ریال، درهم امارات متحده عربی ۱۱ هزار و ۴۳۷ ریال، دینار کویت ۱۳۵ هزار و ۶۷۶ ریال، یکصد روپیه پاکستان ۱۷ هزار و ۵۳۶ ریال، یکصد ین ژاپن ۲۹ هزار و ۳۳۶ ریال، دلار هنگ‌کنگ پنج‌هزار و ۳۵۱ ریال و هر ریال عمان ۱۰۹ هزار و ۸۰ ریال و دلار کانادا ۳۰ هزار و ۹۲۶ ریال است.

از سوی دیگر دلار نیوزیلند ۲۴ هزار و ۲۰۳ ریال، راند آفریقای جنوبی دو هزار و ۳۴۳، لیر ترکیه دو هزار و ۲۸۱ ریال، روبل روسیه ۷۲۳ ریال، ریال قطر ۱۱ هزار و ۵۳۹ ریال، یکصد دینار عراق دو هزار و ۸۸۱ ریال، لیر سوریه ۱۷ ریال، دلار استرالیا ۲۷ هزار و ۴۸۳ ریال، ریال عربستان سعودی ۱۱ هزار و ۲۰۰ ریال، دینار بحرین ۱۱۱ هزار و ۷۰۱ ریال، دلار سنگاپور ۲۹ هزار و ۴۱۰ ریال، یکصد تاکای بنگلادش ۴۰ هزار و ۶۹۹ ریال، ده روپیه سریلانکا یک هزار و ۱۵۴ ریال، کیات میانمار (برمه) ۲۱ ریال، یکصد روپیه نپال ۳۲ هزار و ۳۵۰ ریال قیمت خورد.

همچنین نرخ یکصد درام ارمنستان ۱۰ هزار و ۱۴۳ ریال، دینار لیبی هشت هزار و ۳۹۹ ریال، یوان چین پنج هزار و ۸۹۲ ریال، یکصد بات تایلند ۱۱۱ هزار و ۷۹۱ هزار ریال، رینگیت مالزی ۹ هزار و ۱۷۴ ریال، یک‌هزار وون کره‌جنوبی ۲۹ هزار و ۵۹۷ ریال، دینار اردن ۵۹ هزار و ۲۳۸ ریال، یکصد تنگه قزاقستان هشت هزار و ۷۱۲ ریال، لاری گرجستان ۱۴ هزار و ۸۶۹ ریال، یک‌هزار روپیه اندونزی دو هزار و ۷۸۴ ریال، افغانی افغانستان ۴۷۶ ریال، روبل جدید بلاروس ۱۶ هزار و ۶۶۸ ریال، منات آذربایجان ۲۴ هزار و ۶۷۱ ریال، یکصد پزوی فیلیپین ۷۱ هزار و ۵۱۲ ریال، سومونی تاجیکستان چهار هزار و ۲۱۳ ریال و منات جدید ترکمنستان ۱۲ هزار و ۲۲ ریال قیمت‌گذاری شد.

شکاف قیمتی میان قیمت دلار آزاد و رسمی

به عقیده برخی از کارشناسان بازار ارز افزایش قیمت دلار در سامانه‌های رسمی فروش ارز می‌تواند ناشی از تلاش‌های نهاد بازار‌ساز در جهت کاهش شکاف قیمتی میان نرخ‌های رسمی و نرخ‌های آزاد باشد.

به باور عده ای از فعالان بازار ؛ بازارساز صرفا با مکانیسم تزریق عرضه نمی تواند نرخ ارز را برای بلند مدت کنترل کند. برخی معامله گران با اشاره به همین نکته عنوان می کنند که منتظر عقب نشینی بازار و برگشت به معاملات هستند.این دسته از معامله گران معتقدند که کاهش قیمت ها کوتاه مدت است و معامله گران به دنبال آماده شدن خرید در سطوح پایین تر هستند.

برخی از تحلیلگران معتقدند در صورتی که بازارساز به مقاومت خود در برابر رشد دلار ادامه دهد این امر می تواند زمینه ساز خروج موقت معامله گران از بازار شود و توجه آنها از بازار ارز به صورت موقت به سوی سایر بازارها منحرف خواهد شد.

در معاملات پشت خطی شب گذشته اسکناس آمریکایی به سوی محدوده ۲۷ هزار و ۷۰۰ تومان عقب نشینی کرد. با این حال، جو بازار بدون شکست محدوده ۲۷ هزار و ۲۰۰ تومان نزولی نخواهد شد

پیش بینی قیمت دلار

نوسانات نرخ ارز از موضوعاتی است که در این سال‌ها به کرات با آن مواجه بوده‌ایم. در سال‌های اخیر خروج آمریکا از برجام به کاهش درآمدهای ارزی ایران و در نتیجه افزایش نرخ ارزهای خارجی به ویژه دلار منجر شد. با پایان یافتن دوران ترامپ در سال گذشته امیدواری‌هایی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات به وجود آمد و در پی آن قیمت ارز برای چند ماه در یک شرایط نزولی قرار گرفت. اما خبرهای اخیر منتشر شده مبنی بر شرط جدید ایران برای تضمین خارج نشدن آمریکا از توافق هسته‌ای و پافشاری بر تحقق این شرط مانعی بر سر راه پیشروی مذاکرات شد؛ زیرا این شرط با قانون اساسی آمریکا در تضاد است و عاملی برای بلاتکلیف ماندن مذاکرات و اوج گیری دوباره قیمت دلار گردید. حتی پیش‌بینی می‌شود با تداوم این شرایط، تا پایان شهریورماه، قیمت دلار به ۳۰ هزار تومان برسد که این موضوع آثار تورمی شدید، افت بیشتر قدرت خرید مردم و توقف چرخه اقتصادی را به دنبال خواهد داشت.

با این اوصاف است که بر تسریع روند مذاکرات تأکید بسیار می‌شود؛ زیرا آثار منفی طولانی شدن مذاکرات، بیش از هر کشوری بر ایران وارد است که ماحصل این موضوع نه فقط نرخ ارز بلکه بازارهای دیگر چون طلا، بورس و مسکن را هم تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. با افزایش نرخ ارز ممکن است قیمت‌ها در بازارهایی مانند بورس و مسکن رشد کنند، اما نتیجه آن فقیرتر شدن روزانه قشر ضعیف جامعه و ثروتمند شدن قشر مرفه جامعه است؛ البته قشر ثروتمند جامعه هم در مجموع ضرر می‌کند زیرا تورم حاصل از افزایش نرخ ارز بسیار بیشتر از سود حال از افزایش قیمت دارایی این افراد است اما قشر ضعیف جامعه بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرد.

از طرفی دیگر کسری بودجه سال ۱۴۰۰ هم از دلایل دیگری است که مهار نرخ دلار را ناممکن کرده است.

مورد دیگر خروج سرمایه از کشور است که عدد بالایی گزارش می‌شود به طوری که گفته معاملات میان مدت می‌شود کمتر از ۱۵ میلیارد دلار نیست.

عامل دیگر که شاید مهم‌ترین عامل برای تلاطم این بازار محسوب شود نامشخص بودن سیاست‌های دولت سیزدهم است به طوری که فروشندگان ارزی از عرضه دلار به بازار صرف نظر کرده تا تکلیف خود را مشخص کنند. چراکه تقریباً همه فعالان منتظر تصمیمات تیم اقتصادی و بدنه دولت سیزدهم هستند. به این‌ترتیب است که کمبود این کالا مانند هر کالای دیگر به گرانی آن منتهی شده است.

کمیل طیبی، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تأثیرگذاری دو دسته عامل بر نرخ ارز می‌گوید: یکسری از عوامل بیرونی مانند تحولات افغانستان، تحریم‌ها و حتی کرونا وجود دارد و یکسری هم عوامل درونی مانند تورم بر این مسئله تأثیرگذار است. با وجود تورم بالای ۴۰ درصدی که در کشور وجود دارد و رقم بسیار بالایی است، مواجه معاملات میان مدت با تنزیل مداوم ارزش ریال هستیم و این‌چنین دلار قدرت خرید خود را در برابر پول‌های دیگر از دست می‌دهد. از طرفی هم نقدینگی بالایی وجود دارد که تورم‌زا است زیرا افراد برای حفظ ارزش ریال خود به سمت بازار ارز و یا دیگر بازارها می‌روند.

وی ادامه می‌دهد: کسری بودجه بسیار نگران‌کننده‌ای هم که وجود دارد از عوامل تورم محسوب شده و مستقیم و غیرمستقیم دلار را تحت تأثیر خود درمی‌آورد. بر این اساس تا زمانی که چنین تورمی وجود دارد، انتظار می‌رود که ارزهای خارجی با افزایش قیمت همراه باشند. در این میان کرونا هم بر شرایط دامن زده است زیرا هزینه‌های زیادی را به وجود آورده و کسری بودجه را تشدید کرده است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان می‌کند: اما با وجود همه عوامل اشاره شده بخش قابل توجهی از این شرایط به مذاکرات وین که یک عامل بیرونی بشمار می‌آید بازمی‌گردد.

طیبی تصریح می‌کند: با ریاست جمهوری بایدن رفع تحریم‌ها تقویت شد و این اتفاق منجر به روند نزولی دلار گردید. ولی پس از آن با بلاتکلیف شدن مذاکرات و یا عبارتی با کم‌رنگ شدن احتمال رفع تحریم‌ها، شرایط تغییر کرد در صورتی که با به نتیجه رسیدن مذاکرات و لغو تحریم‌ها، گشایش ارزی ایجاد می‌شود اما طولانی شدن روند کنونی مذاکرات، سیگنال خوبی نیست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.